ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

721

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

مردم آن ناحيه كشاورزتر و در اين امر از ديگران بصيرترند و كمتر فردى از سلطان گرفته تا بازارى در اين كشور يافت مىشود كه داراى كشتزار يا زمين مزروعى كوچكى براى كشاورزى نباشد ، مگر گروه اندكى از صنعتگران و پيشه‌وران يا غريبانى كه از شهر ديگر در شهرى سكونت ميگزينند از قبيل غازيان مجاهد كه صاحب املاك مزروعى نيستند ، به همين سبب سلطان بجاى مستمرى نقدى اين گونه غازيان را به جيره يا حقوق جنسى [ 1 ] اختصاص ميدهد ، يعنى مواد غذايى و علوفهء آنها را به مزارع حواله ميدهد . بنابر اين تنها موجب گرانى حبوب در ميان آنان همان است كه ياد گرديم ، و چون بر عكس بربرها در سرزمين‌هاى حاصلخيز و آبادانى بسر مىبرند همهء آن سختيها و بارهاى سنگين از آنان دور شده است باضافهء اينكه فلاحت افزون و عمومى است و همين امر موجب ارزانى مواد غذايى در كشور آنان مىباشد . و خدا تقدير كنندهء شب و روز است [ 2 ] . فصل سيزدهم در اينكه مردم باديه‌نشين نميتوانند در شهرهاى پر جمعيت سكونت گزينند و سبب آن اين است كه چنان كه در فصول پيش ياد كرديم در شهرهاى پر جمعيت ، ثروت و وسايل ناز و نعمت آن فزونى مىيابد و باينگونه نيازمنديها خو مىگيرند و در نتيجه وسايل ناز و نعمت تبديل به ضروريات مىشود و با همهء اينها كليهء كارها در اين گونه شهرها با ارزش ميگردد و بسبب ازدحام ، اغراض ناشى از ناز و نعمت مرافق ( منافع ) گران مىگردد ، زيرا از يك سو وسايل تجملى و ثروت رو بازدياد ميرود و از سوى ديگر چون مالياتهاى سلطانى را كه بر بازارها و كالاها وضع مىشود در بهاى كالاها و اجناس ملحوظ ميدارند ، خواهى نخواهى هم وسايل تفننى و

--> [ 1 - ) ] ترجمهء كلمهء « عولة » است كه از اصطلاحات خاص اندلس بوده است و خود مؤلف آن را تفسير كرده است . [ 2 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت اين عبارت هم اضافه شده است : « و او يگانهء قهار است ، پروردگارى جز او نيست » . متن از « پ » و « ينى » است .